پیراهن مردانه چطور به شکل امروزی در آمد

هر مردی حداقل یک پیراهن مردانه در کشوی لباس خود دارد. بعضی بیشتر دارند. آن‌ها معمولاً برای اهداف روزمره و به‌طور خاص در زمانی مخصوص مورد استفاده قرار می‌گیرند‌. اما افراد کمی می‌دانند که پیراهن مردانه از قدیمی‌ترین پوشاک جهان است.

از اولین پیراهن‌ ها

تا قبل از قرون وسطی، پیراهن تنها بخشی از لباس بود، اما پس از آن به‌عنوان لباس زیر و یا لباس خواب استفاده می‌شد. در ابتدا پیراهن‌ها نه یقه داشتند و نه  دکمه، اما با یک سجاف بسته می‌شدند و باید آن‌را از سر به تن می‌کردید. در قرون وسطی، هر مرد می‌توانست انتخاب کند که پیراهنش یقه داشته باشد یا نه! پیراهن‌ها معمولاً از پارچه لنین و یا ابریشم تهیه می‌شد. در قرن ۱۸ پیراهن را تنها به عنوان لباس زیر استفاده نمی‌کردند و یقه پیراهن در ابعاد مختلفی مورد استفاده قرار می‌گرفت، گلدوزی می‌شد و گاهاً با تور تزیین شده بود.  بعدها اندازه یقه‌ها دوباره کوچکتر شد.

روزهای طلایی خیاطی

در این دوران هیچ پیراهنی در کارخانه تولید نمی­‌شد. مردان خوش‌تیپ، برای دوختن پیراهن نزد خیاط می‌رفتند، همانطور که امروزه نیز برخی همین روند را پیش گرفته‌اند و مردان معمولی‌تر، پیراهنی را می‌پوشیدند که همسرانشان می‌دوختند. برای مدت زمانی طولانی، پیراهن‌ ها طراحی ساده‌ای داشتند، اما در اواسط قرن ۱۹ پیراهن‌ها بیشتر به شکل بدن درآمدند و تنگ‌تر شدند، یقه‌های معمول از بین رفتند و لباس‌های رنگی مانند پیراهن‌های مخصوص ورزش تولید شد. پیراهن‌های سفید تا اواخر قرن ۱۹ نشانه‌ای از مهم بودن افراد داشتند.

پیراهن‌ های مدرن

امروزه پیراهن بخشی از پوشاک آقایان و خانم‌هاست و بسیاری از لباس فرم سازمانی را در کارخانه‌ های تولیدی پوشاک، تهیه می‌کنند. طراحی‌های متفاوت پیراهن‌های مدرن بی شمارند. یقه‌ها برش‌ها و اندازه‌های مختلفی دارند و مُد بسیار حائز اهمیت است. پارچه‌ها از کیفیت و بافت‌های متفاوت برخورداند. همیشه نیز همینطور بوده است. شما می‌توانید پیراهن‌هایی متفاوت را با کیفیت‌های متفاوت در چاپ و بسته بندی در هر فروشگاهی پیدا کنید. اما برای داشتن یک پیراهن با کیفیت که آن‌را با افتخار بپوشید، یک خیاط ماهر میخواهد.

چه نکاتی باید در طراحی جلد کتاب مد نظر قرار گیرد؟

شما به عنوان یک مولف دارای ذهنی خلاق هستید و به احتمال زیاد از قبل به خوبی می دانید کهطراحی جلد کتاب تان به چه اندازه باید با آن چه نوشته اید در تناسب باشد و ایده هایی هم برای آن در ذهن دارید. تنها چیزی که به آن نیاز دارید، کسی است تا طراحی جلد کتاب را به او بسپارید تا بتواند ایده های شما را در صورت نیاز بعد از اصلاح، پیاده سازی کند. به عبارت بهتر، طراحی جلد کتاب شما بیشتر به حوزه بازاریابی مربوط  می شود تا محتوا.

یکی از نکات قابل توجه در طراحی جلد کتاب ویترین بودن آن است. این ویترین باید دو ویژگی مهم «زیبایی و جذابیت» و «مرتبط بودن با محتوای کتاب»‌ را داشته باشد و همچنین انتخاب “فونت مناسب” مانند طراحی پوستر ، در طراحی جلد کتاب نیز از اهمیت خاصی برخوردار است.

نکته اول: برای طراحی جلد کتاب تان همواره مخاطب هدف خود را در نظر بگیرید؛ هر مخاطبی قرار نیست خواننده آثار شما باشد. برای شناسایی مخاطبان خود، می توانید فهرست پرفروش های ژانر اثر خود را بررسی کنید و سپس با توجه به ویژگی های و سلیقه این گروه، سفارش طراحی جلد کتاب را به طراح حرفه ای بسپارید.

نکته دوم: در بررسی طرح ارایه شده توسط طراح اثرتان مطمئن شوید که طراحی جلد کتاب شما می تواند پیغام “مرا انتخاب کن” را به مخاطب هدف تان منتقل کند. این جا است که باید با یک طراحی جلد کتاب خوب، به خواننده دلیلی بدهید تا دست روی کتاب شما بگذارد.

نکته سوم : مردم کتاب شما را از طراحی جلد آن قضاوت می‌کنند، زیرا انسان‌ها ذاتا بصری هستند و زیبایی را دوست دارند بنابراین به هنگام سفارش کار توجه کنید که یک طراح حرفه‌ای تصاویری را خلق می‌کند که در عین سادگی چشمان مخاطب را تسخیر کند. درست مانند راه اندازی سایت فروشگاهی که زیبایی آن باعث جذب مخاطب و افزایش فروش میشود.

همچنین برای طراحی سایت فروشگاهی خود حتما به پیش فاکتور طراحی سایت توجه کنید.

راهکارهایی برای افزایش فروش

مجموعه راهکارهایی که آژانس دیجیتال مارکتینگ در قالب اینچنین مقالاتی برای توسعه فروش یا افزایش فروش ارائه می‌دهد، معمولا تعدادی راهکار تکرار شونده دارند. شاید مهمترین دلیل این تکرار، فرآیندی باشد که آنها تولید میشوند، که همانا کپی از مقالات موجود در فضای وب یا کتاب های مربوطه است. این مقاله اما سراسر تجاربی است که بارها یکی یا چند گزینه از آنها کسب و کار نوپایی را به موفقیت رهنمون ساخته و یا یک واحد تولیدی را گاهی از شکستی سخت رهانیده است.
 
مجموع این موارد نکاتیست که میتوانیم مدعی شویم بدون توجه دقیق به آنها یا شاهد شکست بوده و یا حداقل به سهمی از بازار، آنچنان که شایسته ی آن هستیم نخواهیم رسید.
 

گام اول: بدانیم که برخی چیزها را نمیدانیم.

 
این معضل معمولا گریبانگیر تازه کارها یا کهنه بازاریابان میشود. قشر اول به خاطر خواندن دو مقاله زبان اصلی و دوم به علت نوعی خودشیفتگی ناشی از مدت زمان زیادی درگیر یک کار بودن. بهترین ایده های توسعه فروش معمولا در بیربط ترین فضاها و در گفت و گو با غیر متخصص ترین ها شکل میگرد. داستانهای زیادی از این واقعه را میتوانید با یک سرچ ساده در وب بخوانید. برای درست دیدن و شنیدن اما لازم است نیاز به آن ابتدا در ما وجود داشته باشد. هرچقدر فروتنی بیشتری داشته باشیم، احتمال صید های ناب تری را برای خودمان فراهم ساخته ایم.
 

گام دوم: بدانیم که با خواندن توانا نمیشویم.

 
کافیست یک آگهی برای جذب یک مدیر بازرگانی منتشر کنید تا شاهد باشید که چه حجم عظیمی از فارغ التحصیلان بازرگانی و بازاریابی به سراغتان می آیند که حتی نمیتوانند خودشان را درست عرضه کنند! اما معمولا میدانند که چطور میتوانند به افزایش فروش شما کمک کنند. شاید آنها بدانند اما باید در توانستنشان شک کنید. اینکه کسی کتابی از فیلیپ کاتلر خوانده باشد به خودی خود او را مناسب این شغل نمیسازد. یکی از دلایلی که اصولا مدیران باتجربه به تحصیل کرده های دانشگاهی ما به راحتی اعتماد نمیکنند همین سیکل معیوب آموزش آکادمیک ماست. به همین دلیل اگر فردا یک بنر تبلیغاتی دیدید که در ازای یک دوره ی آخر هفته قرار است به شما راهکارهای افزایش فروش را آموزش دهد احتمالا با یک کلاس تفریحی روبرو شوید.